اندر حکايت هلند کشورآسيابها ي بادي، کشور گل و گياه و کشور....
اي خدا اين آلدي از من نگـــير يا به اين مخلص بگو در جا بمير
مردم از بس پا به باي سيـکل زدم بي هوا خـود را به آب و گل زدم
بر سرم کردم کلاه پوســــتين پس چو رسـتم آمدم بر روي زين
عکس بگرفتم به خ خ د بســـي خ شنيـدم خ شنيـــدم خ بسي
اي خوشا دوران کت شــلواريم سا مـونت در دسـت و آقا واريم
اي خوشـا در زير پا ما شــين نو باک را پر مي نمـــودي تا گلو
اي خدا اين آلدي از من نگـــير يا به اين مخلص بگو در جا بمـير
اي خوشــا نان تنـوري هاي مـا اي خوشا کتري و قوري هـاي ما
اي خوشا موسيقـي مهجــور ما شـعر حافظ با ني و سنتــور ما
بس که گفتم خوي مُرخِن، خوي ميداخ خسته ام از دانک اوِول از هاي و داخ
رس به فريـــادم خدا آلســتو بليفت زين همه سگ هر کجا آلستوبليفت
ديده بودم حلقه در گــوش کسي ني به چشم و چانه و هر جا بـسي
زلف را آشفته کردن عــادت است با سياهي دوست بودن عزت است
هـر زمان ابرست و بارانست و مه اي خدا يک ذره خورشيــدم بده
حسرت بانـگ اذان دارم به دل عشــق يار مهــربان دارم به دل
گر کسي سرما خورد معذور نيست نغمــه هاي بينيش بِشنيدنيـست!
تي ويش آزاد از قيـد ست و بنــد هرجه خواهي تو همان را مي دهند
نوجوان و کودک و پــير و جوان جمله را سيــگار بينــي بر دهان
تيفوسي و جوجه تيغــي شد مدل! زلف آشفتست اينجــا خود مدل!
هر چه خواهي پوش با آسودگــي تنگ و کوته پاره از فرســـودگي
گريه را گويـي فرامُــش کرده اند هر چه خواهي لاجرم سر زنده اند
زندگي منهــاي سگ بي معنيسـت خواب و بيداري جدا از سگ چيست؟
سگ اميد و سگ نيازو سگ نمـــاز سگ تمــام عشق با آغــوش باز
گربه اينجا پادشـــاهي مي کنــد ني چو ايران هر دم آهي مي کند
گربــه آرام دل و مأ واي جـــان گربه معني مي کند هر دو جهـان
گربه اين شيــدائي پر شور عشــق گربه يعني غرقـه و مسحورعشـق
اي خدا اين آلـــدي از من نگـير يا به اين مخلص بگو در جا بمـير!
• ازآنجا که اين اين شعرطنز همچنان در حال تکميل مي باشد، از کليه دوستان و دانشجويان عزيز در خواست مي شود پيشنهادات خود را براي تکميل و بهبود محتواي اين مثنوي ( ! ) براي اينجانب ارسال فرمايند. قبلا از توجه و عنايت شما سپاسگذارم.
ارادتمند، کرباسيون
Email: m_karbasioun@yahoo.com
mostafa.karbasioun@wur.nl

1 Comments:
salam,
I added some notifcations about some expresions in your poem.
See:
http://bakhateratam.persianblog.com/1384_3_bakhateratam_archive.html#3574613
Regards,
Tavkoli
6 juin 2005 03:33
Enregistrer un commentaire
<< Home